
تو زندگیآدمایی هستن کهمعتقدی از وجودت انولی اونی که واقعا از وجودتهفرزندته و بس...تو زندگیآدمایی هستن کهمعتقدی حاضری براشون از جونت بذاریولی اونی که واقعا از جونت براش میذاریفرزندته و بس...پ.ن۱.از خدا میخوام به جای روزهای نزیسته ی من هم زندگی کنه... پر از اشتیاق... پ.ن.۲ یه جور تلخ آرومم... بخوانید...
ادامه مطلب
با هم قرار گذاشته بودیمتوی یه رستوران سنتینشستیم رو تخت و شروع کردیم از خاطره ها گفتنیه لحظه هایی را روایت کردیم که همین الانم هرچی فکر میکنم یادم نمیاد کی با هم ساخته بودیمولی برای هردومون به شدت واقعی و لذت بخش بودنیجوری که چشات برق میزد از بیانشون و شنیدنشوندقیقا یک ساعت با هم بودیمبعد طبق معمول موبایلت زنگ خورد و چون مکالمه ات طولانی شد ازت خواستم در حالی که حرف میزنی بریمدیرم شده بود...پ.ن. تو خواب بهت گفتم کاش یه روزی بیاد که دیگه نگران دیر شدن نباشم... بخوانید...
ادامه مطلب
برایت مینویسم شاید یک روز...زمانی که سوی چشمانت کم شده بودزمانی که لرزش به دستانت افتاده بودزمانی که به سختی قدم برمیداشتیو از درد پا و کمر ناله میکردیزمانی که دورت خالی بود از ادم هایی که در لحظه هایت عبور کرده اندبنشینی روی صندلی روی تراس..و در حالی که عینک ات را روی چشمانت تنظیم میکنیتبلتت را باز کنی و با فونت درشت این صفحات را ورق بزنیبعد نگاهت را به دور دست بدوزی و با مرور این لحظه هابرای یک لحظه قلبت را عشق و ارامش تسخیر کند...نوشته هایی که امروز به داد من میرسند...شاید یک روز برای تو هم تسکین بخش باشند...شاید... بخوانید...
ادامه مطلب
گاهی وقتا تو زندگی به یه بن بستی میرسی که نه راه پیش داری نه راه پسقشنگ همونجا پشت اون دیوار بلند جوون میکنی و دلت میخواد یهو یه دستی بیاد و تو رو بالا بکشهولی هیچ چیزی نیست جز تو و پوچی و پوچی و پوچی... بخوانید...
ادامه مطلب
دیدم تو خواب وقت سحر شهزاده ای زرین کمندنشسته بر اسب سفید می اومد از کوه و کمرمی رفت و آتش به دلم می زد نگاهش کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پر آبم روزی که بختم وا بشه پیدا بشه اون که اومد تو خوابمشهزادهی رویای من شاید تویی اون کس که شب در خواب من آید تویی تو...از خواب شیرین ناگه پریدم او را ندیدم دیگر کنارم به خداجانم رسیده ازغصه بر لب هر روز و هر شب در انتظارم به خداکاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم. پر آبم روزی که بختم وا بشه پیدا بشه اون که اومد تو خوابم می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش....پ.ن. تفسیر حال هر شب من... بخوانید...
ادامه مطلب
چقدر درگیرم... چقدر مشوش... چقدر ناخوشم و دل خوش به خوش بودنش...چقدر ضعیفم... تا بوده تاوان دادم... تاوان عشق... تاوان زیادی دوست داشتن... تاوان ندیدن خودم و دیدن دیگران...تا دیروز دختر بابا بودم و امروز مادر دخترم....تا دیروز بخاطر دل آقاجون و امروز بخاطر دل پرک جون...تا دیروز برای آرامش اون و امروز برای آینده ی این...تا دیروز برای این که پدری حس نکنه دخترش بد از آب در اومد و امروز برای این که دختری حس نکنه مادرش به فکر خودش بود...تا دیروز .... و امروز....اون زمان که باید قوی میبودم نبودم!!! الان که دیگه توانی ندارم...هر سال که به سن شناسنامه اید اضافه میشه، ده سال از روح و روان و توانت کم میشه...ده سال ریسک گریزتر میشیده سال ملاحظه کارتر میشیده سال نگران ترده سال بی رمق ترده ساااااال...!!!...
ادامه مطلب
دیوونتم با اینکه فهمیدم یه عمره ♫!♪!♭ این رابطه از سمت تو عاشق ندارهانقدر نگو احساست از دیوونگیته ♫!♪!♭ احساس اسمش روشه چون منطق ندارهمن آرزویی غیر احساست ندارم ♫!♪!♭ از بس که رویامو بهت نزدیک کردم... Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
دیشب یه خواب عجیب دیدمپر از حس و حال خوبیه گمشده خیلی دور و خیلی غریب اومد به دیدنمیکی که تا حالا ندیده بودمش ولی عجیب تو چشماش نزدیکی بودیجوری از دور دویدم و تو اغوش هم غرق شدیمکه انگار تو اون لحظه جز من و اون تو دنیا هیچ جنبنده ای وجود ندارهبعدم کوبیدم رو سینه اش و گفتم کجا بودی اخهچرا منو این همه وقت گذاشتی رفتی!!نمیدونم کی بود ولی حتی شبیه تو هم نبودشبیه هیچکدوم از ادم های زندگیممنه...کاش بود......
ادامه مطلب
يه نصيحت خواهرانههيچوقت تو زندگي حسرت چيزايي كه بهشون دست پيدا نكرديد رو نخوريد!!نه برا اين كه هيچ چيز ارزش خراب كردن حالتون را نداره!!نه!!فقط براي اين كه مطمئن باشيد اگر بهشون دست پيدا مي كرديد هم دقيقاحسي را داشتيد كه الان تو نبودش داريد!!باور كنيد آدم ها هميشه به دنبال چيزهاي دست نيافتني ان و عطش رسيدن بهشون را دارن!اما در فرصت كوتاهي بعد از به دست آوردنشون سيراب ميشن و تمام....پس ادامه بدين و لذت ببرين...دنياي با .. يا بي..، همينه......
ادامه مطلب
من شكستم تا تو را عاشق كنمبعد من باران فقط اب است و بسبعد من هركس سراغت را گرفتزشت يا زيبا فقط خواب است و بس......
ادامه مطلب
حالم الان يه حال عجيبيهاز اون حالاييكه فقط ميشه به تو گفتدلم ميخواست سيگاري بودمالان ميرفتم تو تراسيه سيگار اتيش ميكردمبه يه نقطه دور خيره ميشدمو دود سيگارم رو تماشا ميكردم!!!دله ديگه گاهي وقتا يه چيزاي عجيب غريب ميخواد:)))...
ادامه مطلب
اذر تمام شد ميگويند زاده ي آذرم ماهي كه از مادر متولد شدم همه تبريك گفتند حتي تولد هم گرفتند و شمع هم فوت كردم اما قلبم ميگويد كه من متولد ماه ديگري هستم ماهي كه عشقم متولد شد و خداوند او را براي من به اين دنيا اورد ماه ميلاد من دي ماه من دي ماهي من +نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۹۶ساعت19:16 توسطخودت | ...
ادامه مطلب
ديشب تا صبح كنارم بودي... هديه روز مردت رو جلوي همه بهت دادم... بت خودم ميگفتم ديگه از هيچ كس نميترسم!!! حتي از آقاجون!!!! بايد همه بفهمن دنياي من كيه... جلوي همشون هديه ات رو بهت دادم و هيچ كس هم حرفي نزد!!! همه دوستان جمع بودن(كل اكيپ قديم...) و به شدت بهمون خوش گذشت... يجوري كه دلم نميخواست صبح ب...
ادامه مطلب
لعنت به هر كي عاشقه لعنت به عشقمون لعنت به هر كي پيشته لعنت به خاطراتمون.... +نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت9:24 توسطخودت | ...
ادامه مطلب
هرچي آرزوي خوبه مال تو.. هرچي كه خاطره داريم مال من.. اون روزاي عاشقونه مال تو.. اين روزاي بي قراري مال من.....
ادامه مطلب
امروز دستت رو گرفتم و چند ساعتي باهات قدم زدم تك تك مطالب رو خوندم و انگار تك تكشون برام زنده شدن با خوندنشون حتي احساس اون لحظه هم برام زنده ميشد خيلي لذت بخش بود با تمام حس هاي بدي كه با بعضي از لحظه هاش بود زيبا بود......
ادامه مطلب