خیلی سختی بود
اونقدر سخت که حتی توان بلند شدن را ندارم
احساس میکنم جسم بی زبونم داره جون میکنه تا سر پا باشه
ولی چرا حالم خوب نیست؟!!
چرا بعد این همه سختی حالا که به چیزی که میخواستم رسیدم
درست تو همین نقطه
باید خالی کنم
درست جایی که این حق!! دستمه
جایی که با یه قدم کوچیک همه چی میشه همون چیزی که این همه براش جنگیدم
چرا پاهام خالی کردن
چرا بر نمیدارن اون قدم لعنتی رو
چرا...
برچسب:
نویسنده: آریا زارعیپور