پشت سیستم اداره بودم که وبلاگم رو باز کردم تا از خواب دیشبم برات بنویسم..
که چشمم افتاد به تعداد نظرات که دو تا شده بود و ...
دیشب خواب دیدم باهات تصویری صحبت میکردم
گفتی میخوام باهات مشورت کنم، یه غلطی کردم توش موندم!!
گفتم چی؟؟؟!!
گفتی عاشق شدم...
کلی ذوق کردم !!! گفتم همیشه آرزوم بود عاشق شدنت رو ببینم...
اومدی ادامه بدی که خواهرام رسیدن خونمون و دیگه نتونستم باهات حرف بزنم:((
پ.ن: امروز دوبار اشک منو در آوردی...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 14:59  توسط خودت |
