
دیشب با دوستامون بیرون بودیمیه جایی مث رستوران طوری ولی فضای راحت و خودمونیسرم رو روی پات گذاشته بودم و دراز کشیده بودمیه آرامش وصف ناشدنی...
ادامه مطلب
یکی از فانتزی های من این بود که یه روزی این آهنگ رو برام بخونی...کاش میتونستم مخاطب خاصت رو ببینم... و بهش بگم چقدر میتونه روت حساب کنه... بهش بگم اون زمان که داد میزد و به من میگفت رو من حساب نکن، بهترین آدمی بود که میتونستم روش حساب کنم...وقتی خودش میگه روم حساب کن که دیگه تا آخر عمر چشمات رو ببن...
ادامه مطلب
ديشب رو كلا تو فضا سركردم... انگار تك تك اتفاقات دست به دست هم داده بود كه من اون روز تو اون لحظه تو اون مسير باشم و تو رو ببينم... ساعتي كه من هيچوقت از سركار بيرون نميزدم!!! مسيري كه من هيچوقت براي رفتن به خونه از اونجا عبور نميكردم!!! و كلي چيزايي كه تا صبح مرورشون كردم و خواب به چشمام نيومد.. ...
ادامه مطلب
به ياد تو و به ياد دق البابي كه از داخل جوابي نشيندم عكس يادگاري گرفتم و دو ركعت نماز خواندم و دوباره برايت ارزو كردم بهترين ها را براي او هم تعريف كردم همه اتفاقات را ...
ادامه مطلب
گذر از تابلوهاي حكيميه همرا با آهنگ "خوشبختيت آرزومه حتي با من نباشي حتي از خاطره هام جدا شي.". و انتظار جلوي طلائيه و عبور از جاهايي كه تمومش تكرار با تو بودن، بود زيباترين لحظاتم بود... حضور يك دوست مشترك در جمع هم باعث شد بتونم تمام حس درونيم رو به زبون بيارم و آروم بگيرم......
ادامه مطلب